ابو القاسم راز شيرازى

596

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

خاطَبَهُمُ . . . « 64 » : الآية . در باب تواضع و فروتنى حضرت سيّد السّاجدين ص مروىّ است كه : « هر وقت ، آن حضرت به سفرى مىرفت ، با كسانى مىرفت كه او را نشناسند ، و با جميع رفقاى خود شرط مىنمود كه خادم ايشان باشد و خدمت همه را آن حضرت نمايد . در سفرى ، شخصى آن حضرت را شناخت ، گفت : واى بر شما ! مىشناسيد اين مرد كيست ؟ ! گفتند : نه ! گفت : علىّ بن الحسين است ! آن جماعت چون دانستند ، بر دست و پاى آن حضرت افتادند و گريستند و گفتند : يا بن رسول اللّه ! مىخواهى ما را به جهنّم بفرستى ؟ ! گاه است كه چون ما شما را نمىشناسيم ، بىادبى از دست و زبان ما نسبت به شما واقع مىشود ، و اين باعث هلاكت ماست كه - ابدالدّهر - از غائلهء آن خلاص نمىشويم ، چه باعث شده است شما را بر اين رفتار ؟ ! فرمود : وقتى ، سفرى كردم با جماعتى كه مرا مىشناختند ، و به علّت انتساب با رسول ص خدا ، ادب و حرمت مىكردند مرا ؛ ترسيدم كه ديگران هم همين رفتار نمايند ؛ از اين جهت ، امر خود را پنهان مىدارم تا مرا نشناسند و به آن اندازه ، حرمت مرا ندارند » . از جاريهء آن حضرت پرسيدند از احوال آن حضرت . گفت : « طول دهم در جواب يا نه » ؟ گفتند : « مختصر بهتر است » . گفت : « هرگز روز از براى او طعام حاضر نساختم ، و هرگز شب از براى او رختخواب نينداختم - به جهت تواضع و عبادت خداوند - ، و هرگز او را بىرغبت نيافتم كه ايتام و غربا و زمين‌گير و بيمار و فقراء ، در طعام او حاضر شوند و با او غذا خورند ؛ و هركس از آنها عيال

--> ( 64 ) - به منهج اوّل ، صفحات 221 ، 384 ، 385 ، 490 و منهج حاضر ، صفحات 572 ، 573 و 574 رجوع شود .